من کیستم؟

نصیر احمد خالد       فرزند      محمد یعقوب  " حسن "            متولد سال 1338  کابل

بعد از ختم تحصیل از لیسه شیرخان ولایت کندز در سال 1356، شامل دارالمعلمین عالی کندز شدم. در جوزای سال1357 دولت کمونستی منرا بجرم اینکه پدرم قبلا شاروال کندز بود منحیث اشراف زاده از ادامه تحصیل محروم ساختند.  در اسد 1357 بهمرای 4 هموطن دیگر بدولت شاهی ایران منحیث اولین پناهنده های سیاسی مخالف رژیم کمونستی افغانستان وارد شدیم و مدت 7 ماه را در این کشور سپری نمودیم اگر اشتباه نکنم بصراحت میتوانم ادعا کنم که ما نخستین کسانی بودیم که صدای اعتراض و مخالفت را بر علیه دولت کمونستی در افغانستان بلند نمودیم در همین مدت برای بار اول مقالات من در معرفی دولت جدید افغانستان در جراید ایران به نشر رسید و مردم ما با ماهیت اصلی دولت کمونستی آشنا شدند. با شروع تظاهرات علیه رژیم شاهی ایران ، ما را با این بهانه که تقاضای پناهندگی ما مورد قبول واقع نگردید، دوباره به افغانستان فرستادند.

بعد از برگشت جبری بکشور، مدت چندی در ریاست مبارزه با بیسوادی منحیث معلم اجرای وظیفه نموده، در اواخر سال 1357  مرا جزائی بولایت هرات در پروژۀ سبزک قلعه نو فرستادند. پس از 9 ماه اجرای وظیفه در هرات  به عسکری جبری سوق شدم. بعد از ختم دورۀ عسکری، مدت چندی در وزارت فوائد عامه و بعدآ در اواخر سال 1359 در ریاست رادیو تلویزیون منحیث مامور شامل شدم. مدت سه سال و اندی در دوایر مختلف رادیو تلویزیون اجرای وظیفه نمودم تا بالاخره بار دیگر نظر به ارتباطاتی که با مجاهدین داشتم و مامورین خاد از ان اطلاع حاصل نموده بودند، مجبور شدم ترک وطن کنم.

به پاکستان رفتم و بعد از یکروز پاکستان را بقصد ایران ترک کردم. مدت 5 سال  را در ایران گذشتاندم. در سال 1984 با انگیزه و احساس مسوولیتی که در برابر وطن و مردمم داشتم به صف جهادگران راستین پیوستم و چند سالی را در حوزۀ جنوب غرب کشور منحیث عکاس  مستقل جبهه به سر رساندم. در سال 1987 به کشور هند رفته و در اگست همان سال به کانادا پناهنده شدم.

در سال 1990 برای اولین بار اقدام به نشرات رادیوی تحت نام رادیو صدای افغانستان نمودم و در جولای همین سال جریدۀ ماهوار صدای افغانستان را راه انداز نمودم. در اگست 1990 اتحادیه مرکز کمک به افغانهای تورنتو اساس گذاشتم که از همین طریق در همکاری با دوستان توانستیم خدماتی قابل توجهی به افغانان مخصوصا در بخش اسپانسر اقارب شان انجام بدهیم.

رادیو صدای افغانستان  منحیث یک رادیوی مردمی توانست حقایق جهاد مقدس و دورۀ پر افتخار مقاومت را بگوش مردم برساند و زحمات زیادی را نیز مسوولین ان مخصوصا بنده متحمل شدیم. در سال 2000 زمانیکه هموطنان ما از ظلم طالبها و تروریستان بین المللی بگوشه و کنار وطن آواره و مهاجر شدند،  من منحیث مسوول رادیو صدای افغانستان توانستم دوبار کمکهای انسانی هموطنان عزیز را در درۀ پنجشیر و ولسوالی خواجه بهاوالدین انتقال و توزیع نمایم. 

 در کنفرانس بن در سال  2001 منحیث خبرنگار ازاد از شهر تورنتو اشتراک نمودم.

در بسیاری از جریانات کشور که از سال 2002 به اینطرف صورت گرفته، منحیث یک خبر نگار آزاد بطور رسمی و یا شخصا اشتراک نموده ام

در جریان 8 سال گذشته در کنار فعالیتهای رادیوئی و خدمات اجتماعی فلم آموزندۀ پنج بنای مسلمانی در صدا و سیما را ساختم که در دسترس هموطنان عزیز از طریق مسجد شریف امت نبوی قرار گرفت. همچنین فلمهای مستند: فاجعۀ انسانی – گذرگاه خون و آتش – بگو کجا پناه برم و امید که همه انعکاس دهندۀ واقعیت های تلخ کشور میباشد، آماده و در دسترس هموطنان گرامی قرار دادم.

باید یاد اور شوم که در جریان سی سال مبارزه یکی از افتخارات من همین خواهد بود که بصورت آزاد و مستقل فعالیت نموده و با هیچ یک از گروه های سیاسی وابستگی سیاسی نداشته ام. بمردم و کشورم صادقانه عشق می ورزم و ارزویم برقراری  حکومت قوی مرکزی، صلح و ثبات و تحکیم وحدت ملی در افغانستان میباشد.

بعد از دوسال کناره گیری از فعالیتهای نشراتی در اوایل سال 2008 در تلویزیون خراسان محیث مبصر خبری دوباره فعالیت خود را آغاز نمودم. بعد از انکه تلویزیون خراسان نسبت مشکلات اقتصادی نتوانست بفعالیتهای خود ادامه بدهد، من همکاری خود را با تلویزیون " نور " آغاز نمودم که خوشبختانه شیوۀ نشراتی من در برنامه سیمای افغانستان مورد توجه بیشتر هموطنان عزیز قرار گرفته و منرا با ارسال ایمیل و تیلفونهای شان تشویق به ادامه کارم مینمایند. قابل یاد اوریست که در برنامه سیمای افغانستان بیشتر روی تامین منافع ملی_ اعتماد نسبت بهمدیگر _  رفتن بسوی وحدت ملی و ختم جنگ و مثبت اندیشی، پذیرفتن همدیگر با حفظ نظریات متفاوت،  نشرات صورت میگیرد.