یک بام  و چند هوا

نصر خالد تورنتو- کانادا

nasirkhalidvoa@yahoo.ca

در گذشته ها و از آوان کودکی همیش از بزرگان می شنیدم { یک بام و دو هوا} در ابتدا مفهوم آنرا نمیدانستم اما بعدآ متوجه معنی ان شدم، اما چرا من عنوان این نوشته را یک بام و چند هوا انتخاب نموده ام، بازهم برای کسانی شاید سوال برانگیز باشد، ولی اگر حوصله مطالعه این نوشته را داشته باشید به یقین در پایان آن، جواب تان را دریافت خواهید کرد.

من در نوشته قبلی هم زیر عنوان { مذاکره با طالبان} مطالبی را خدمت هموطنان عزیز بعرض رسانیدم، اما حوادث چند روز اخیر در کشور سوالات بییشتری را در ذهن من بوجود آورد که اکنون به ان می پردازم.

بتاریخ 29 سپتمبر حوالی صبح آنهم در ماه مبارک رمضان هموطنان ما شاید حمله انتحاری بیرحمانه در سرویس حامل منسوبین اردوی ملی بودند که جان ده ها هموطن نازنین ما را که برای خدمت و حراست از نوامیس ملی ما راهی وظیفه مقدس شان بودند، گرفت و جالب است، سنگ دلانیکه که ادعا اسلامیت میکنند و نقاب اسلام بر چهره های  ژشت خود کشیده اند مسوولیت این حمله غیر انسانی را بدوش گرفتند. در همین روز آقای کرزی در یک کنفرانس مطبوعاتی این  عمل شنیع را تقبیع نموده  گفت: کسانی که دست بچنین عمل زده مسلمان نمیباشند، اما لحظات بعد اقای کرزی با قاطعیت از ملاعمر و  گلبدین حکمتیار تقاضا کرد که برای ختم بحران دست از جنگ بکشند و بدولت بپیوندند و حتی اقای کرزی پا را از این نیز فراتر گذاشته و وعده ی سپردن کرسی های وزارت و دیگر پستهای دولتی را نیز به آنها داد که به این شکل، اقای کرزی همان گفته های  مردم را که دولت بالاخره در یک تقسیم قدرت با طالبان و گلبدین قرار خواهد گرفت نمایان ساخت، ولی باید اقای کرزی درک کند که، در کنار دولت و حکومت، کسانی دیگری هم قرار دارند که حق تعین سرنوشت خود را دارند و ان مردم افغانستان است که در طی سه دهه جنگ، کشته دادند، بر ضد تروریستان مردانه مبارزه کردند و با ریختن خونهای پاک خود وطن را از تسلط بیگانه ها بیرون کردند و باید سهمی  برای تعین سرنوشت شان به آنها داده شود که متاسفانه در این راستای تاریخی، اقای کرزی فققط خود میگوید و توجهی بمردم ندارد در حالیکه در انتخابات ریاست جمهوری یکی از وعده های آقای کرزی مبارزه قاطع با تروریستان بود. ( بام اول

به اساس راپور منابع خبری بروز دوشنبه اول اکتوبر، نیرو های ائتلاف به رهبری امریکا در یک اقدام عاجل برای بارداشت و دستگیری 12 تن از قوماندانان طالبان جایزه از بیست تا 200 هزار دالر تعین نمودند. و دفتر ملل متحد در کابل نیز با انتشار اعلامیه ی گفت: که اسمای  گلبدین حکمتیار و ملاعمر از لست سیاه امریکا پاک نخواهد شد. به بیان بسیار ساده، امریکا و ملل متحد یکروز بعد از تقاضای کرزی، مخالفت خود را با وی اعلام  نموده وبرای ملاعمرو حکمتیار علنا پیام فرستادند که کرزی چه کاره باشد که ترا ببخشد، سر و کار تو با ماست، در همان جائی که هستی باش و دست از جنگ برندار. و اقای حکمتیار که ذوق هنری نیز دارد شاید این آهنگ را با خود زمزمه کند که: بروم ده غم بمانم نروم چطور کنم. اما در میان، با واکنشی که امریکا و ملل متحد در رابطه به گفته کرزی نشان دادند از دید صاحب نظران، مشروعیت قانونی اقای کرزی را منحیث رئیس جمهور انتخابی افغانستان و  حدود صلاحیت های قانونی دولت را زیر سوال میبرد؟ رئیس جمهور ختم جنگ را در کشور خود تقاضا دارد و بیگانه ها که اکنون خود ها را صاحبان خانه میدانند به ادامه جنگ در افغانستان اصرار می ورزند. چه رازی در این معما نهفته است. ( بام دوم

قبل از اینکه ببام سوم برویم بهتر است سری به نشرات داخل افغانستان و خارجی بزنیم که آنها در اینمورد چه نوشته اند:

به نوشته روزنامه افغانستان چاپ کابل 2 اکتوبر: بار ها بالای هماهنگی میان دولت افغانستان و نیرو های امنیتی کمک به این کشور و همچنان نهاد های ملی و بین المللی تاکید شده است. اما کدام نتیجه عملی در پی نداشته و هر حلقه و نهادی خواسته به تنهایی راجع به افغانستان موضع بگیرد و سیاست های خاص خود را دنبال نماید.

روزنامه افغانستان می نگارد اینکه گاهی مذاکره با طالبان میانه رو را مطرح می کند و گاهی افرادی چون ملا عمر و حکمتیار را رد می کند اما زمانی به تعقیب آدرس شان برای مذاکره با آنان بر می آید.

اما سازمان ملل متحد با تفاوت دیدگاه هایی که در قبال این مسله داشته و در دوران های مختلف ابراز کرده است. همین تفاوت ها است که باعث مشکلات بیشتر افغانستان گردیده و وضعیت این کشور را به شکل فزاینده ای دچار ابهام و پیچیده گی نموده است.

روزنامه هشت صبح با انتقاد از موضع گیری "جناحهای ذیدخل" در قضایای افغانستان نوشته است که "ابهامات و موضع گیری چند گانه" عامل به نتیجه نرسیدن مذاکره با طالبان است.

این روزنامه جدایی القاعده و طالبان را "توهم و خیال" دانسته. به تعبیر روزنامه، این گروه ها با "اشتراکات ایدئولوژیکی" که دارند فقط در صورت "زوال و شکست" ازهم خواهند برید.

 و اکنون توجه کنید بمطاب کوتاه دیگری: به اساس گزارش روزنامه یرنتر فریندلی ویرشن 2 اکتوبر چاپ بر لین: کورت فولگر معاون رئیس بخش اروپا و آسیا در وزارت خارجه امریکا  ، از طرح مذاکره با طالبان حمایت نموده اما گفته است: مذاکره با طالبان نتدرو، امیدوارکننده نمیباشد. وی اضافه کرده است واشنگتن از تقاضای کرزی برای مذاکره با طالبان حمایت مینماید. اما در همین روز وزیر خارجه کانادا در مقر ملل متحد با تاکید مجدد به ادامه کمکهای بشری کشورش به افغانستان گفت امیدواراست تا برای پیشرفت در بخش های مختلف و تامین امنیت، همآهنگی میان دولت افغانستان، ملل متحد، ایساف و ناتو بوجود بیاید.  استاد عطا محمد نور والی ولایت بلخ که تازه از سفر سه هفته ی امریکا به افغانستان برگشته است، بروز چهارشنبه 3 اکتوبر در یک کنفرانس مطبوعاتی در دفتر کارش ضمن برشمردن نتایخ سفرش گفت: اگر پیشنهاداتی را که من در ارتباط با مبارزه با تروریزم با مقامات امریکایی و دولتی داشتم، در معرض اجرا قرار نگیرد؛ سرنوشت صفحات شمال کشور نیز مانند جنوب و شرق خواهد بود.  پیشنهادات استاد عطا محمد نور والی بلخ از این قرار است: ایجاد یک مرکز مشخص و واحد در ارتباط با مبارزه باتروریزم، هماهنگی و توافق واحد در عملیات های نظامی، حمایت واقعی از پولیس و اردوی ملی کشور، حمایت واقعی از مبارزه با مواد مخدر و انکشاف متوازن در سطح کشور تشکیل می دادند. ( سایت پیمان ملی)

خواننده گرامی همانسانیکه در بالا یاد شد دیدیم که،  بتاریخ  اول اکتوبر اداره واشنگتن با صدور اعلامیه راه مذاکره را مسدود میسازد اما، روز بعد حمایت خود را از این روند اعلام میدارد. (بام سوم)

جالبتر اینکه آقای همایون حمیدزاده سخنگوی اقای کرزی بتاریخ 2 اکتوبر در یک کنفرانس مطبوعاتی برخلاف سخنان آقای کرزی صحبت نمود، وی در بخش از سخنان خود اظهار نمود: با آن عده از رهبران طالبان که مقامات آمریکایی برای دستگیری آنان جوایز پیشنهادی را افزایش دادند، دولت هرگز وارد مذاکره نخواهد شد.

گر چه منظور حمیدزاده از این بیان، تقاضای اخیر امریکاست، اما نباید فراموش کرد که نامهای ملاعمر و حکمتیار از سالها قبل به این سو در لست سیاه امریکا قرار دارد. بیان اینهمه حرفهای ضد و نقیص گرچه برای تعدادی شاید، سوال برانگیز باشد، اما بسیاری را این باور است که : شدت حملات انتحاری، اعلام مواضع متفاوت مقامات دولت افغانستان و کشور های خارجی، همه، چانه زنی هایست برای تطبق پلانهای که باید در کشور ما پیاده شود، پلانی که سالهاست بالای آن کار شده است فقط مورد تطبیق آن تا کنون مساعد نمیشود. کدام پلان؟ سوالیست که باید آقای کرزی، صادقانه به آن جواب بگوید.

قابل تذکر میدانم ، ابتکار عمل مذاکره و پایان جنگ، همانسانیکه در نوشته های قبلی ام یاد نموده ام، حرف درستی است اما، به شرط آنکه در این ابتکار، پیش شرط های از جانب مخالفین مسلح وجود نداشته باشد و صدمه ی به پروسه صلح و دست آورد های  شش سال گذشته وارد ننماید. خواست همگان و حتی از رهبران سیاسی و جهادی افغانستان نیز ختم بحران، از طریق مسالمت آمیز میباشد، اما برای تطبیق این خواست نباید با خون شهدای راستین راه آزادی، و همکاری های صادقانه جامعه ی بین المللی بازی شود و بهترین راه همان خواهد بود که اقای کرزی، از طریق آرای ملت راه حل اساسی این معضله را جستجو نماید و  از تصمیم خود سرانه حذر نماید. و بالاخره این امیدواری را نیز داریم که تمام دست اورد های چندین ساله افغانستان فدای خواستهای بیگانه های ذیدخل در قضیه ی افغانستان نیز نشود و آنها باید این حق را بمردم افغانستان بدهند که خود آنها برای رفع مشکلات شان از طریق دایر نمودن جرگه ی قومی بپردازند، مردم افغانستان از همکاری های انسانی آنها قدردانی میکنند اما اگر آنها، حق تعین سرنوشت ما را بگیرند در انصورت مردم افغانستان به آنها بدیده بیگانه های مطلب آشنا خواهند دید که برای مقصد خود دلبری مینمایند. وظیفه آنها تامین امنیت ، بازسازی افغانستان و مبارزه با تروریزم است که آنهم باید در یک تفاوهم و هم اهنگی با مسوولین دولت افغانستان صورت بگیرد. اگر امریکا و متحدین شان خواهان ادامه مبارزه با ترورزم میباشند باید بصورت شفاف بمردم و دولت افغانستان تفهیم شود که آنها راه مصالحه را ببندند.  ما امیدواریم که جامعه  جهانی در راس امریکا و دولت افغانستان در راس آقای کرزی واقعیت های زیر پرده را با شهامت، بمردم افغانستان و جهان بیان کنند تا بالاخره همه بفهمند هدف نهائی در کجاست و خواست واقعی آنها چیست؟. و این جنگ لعنتی تا چه زمانی در کشور ما ادامه خواهد داشت؟

ای نشان از نسل خاقان، فتنه چون قیصر مکن

شعله بر دل ها مزن، بیداد اسکندر مکن

هر که را بر خاک بینی، آتشش بر سر مریز

مردم خاطر پریشان را پریشانتر مکن

ای گناه آلوده از فرمان ایزد سر مپیچ

پیش داور رفت خواهی، پشت بر داور مکن