ملالی جویا در تلویزیونهای لالس آنجلس امریکا
نصیر خالد – تورنتو- کانادا

 
     
 

nasirkhalidvoa@yahoo.ca

Web: www.omed.ca

کاسۀ چینی که صدا میکند

خود صفت خویش ادا میکند

خوانندۀ ارجمند

بعد از سرنگونی گروه اجیر  طالبان و رویکار امدن دولت تحت زعامت اقای کرزی، همانسانیکه دولت جدید بود ، چهره های تازه و بعضا هم ناشناخته در کشور ما سر بلند کردند که از آنجمله یکی هم خانمی بنام ملالی جویا که خود را از ولایت فراه معرفی مینماید، میباشد. این خانم (بگفتۀ خودش مبارز کفن پوش) که دیگران  وی را (کفن کش) مینامند ، باالاثر یک (لچری) یعنی  سردادن دو و دشنام به آدرس نمایندگان مردم در لویه جرگه اضطراری  و بخصوص انتقاد شدید الحن از استاد سیاف - که برای بسیاری که تازه از زیر سلطۀ اجیران طالبی رهائی یافته بودند، حادثۀ نوی بود - اندکی توجه به خود جلب کرد . و در این میان تعدادی از وی انتقاد نمودند و کسانی هم بدفاع از وی پرداختند که بهمین شکل این زن در نزد محدودی از هوادارانش معرفی گردید ملالی جویا از همان بدو لچری اولش در سال 2002 تا کنون حرف تازه ای نداشته و همان گفته های روز نخستش را تکرارا نشخوار مینماید. وقتی مورد انتقاد قرار میگیرد، بدون ارایه گواه و سند ، جانب مقابل را ناشیانه و کودکانه دشنام میدهد و با وقاحت  پا از حریم ادب و نزاکت بیرون گزارده و بهر که میتازد این زن جنجالی را بسیاری از مردم یک شخص مرموز و ناشناخته می پندارند. اما بگفتۀ معروف (من از طرز خرامات می شناسم)، حرفهای جویا بعضا معرف چهرۀ عقب پردۀ وی بوده و نشان میدهد که جلو اش بدست کیست ، از کجا به اصطلاح کوک میشود و برای کیها این قدر حلقوم میدرد در این نوشته تلاش برین نیست تا من این خانم را (مانند خودش) مورد سرزنش و یا تحقیر و توهین قرار دهم. بلکه میخواهم با رجوع به گپهای ضد و نقیض اش در تلویزیون های اریانا افغانستان و پیام افغان ، حرفهایش را مورد بررسی قرار داده و قضاوت را به هموطنان عزیز بگذارم. با این مقدمه که بعد از هجوم لشکر اجیر طالبان به افغانستان، سنگر های مقاومت در برابر آنها مانند سالهای جهاد تشکیل شد و مردم مسلمان و مبارز افغانستان که ماهیت اصلی متجاوزین مبنی بر تلاش شان برای پهن نمودن سیطره به کشور و در اوردن ان منحیث صوبه پنجم پاکستان را درک نمودند ، برعلیه آنها دست به مقاومت تاریخی زدند. دشمنان خاک ، در راس ادارۀ ای اس ای پاکستان در پی شکستهای مفتضحانه ، غرض ایجاد نفاق و شقاق در صفوف متحد ملت افغانستان ، تلاش براین نمودند تا با اغوای ذهنیت جامعه بین المللی ، جبهه مقاومت را ائتلاف شمال بنامند. بگونه مشخص آنها سعی براین داشتند تا تجاوز خود را جنگ بین قوم  پشتون و دیگر اقوام شریف افغانستان جلوه بدهند. اما این طرح، با درایتی که در مقام رهبری جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان وجود داشت ، نقش بر آب شد و تمام اقوام افغانستان در کنار هم بر علیه نیرو های اشغالگر تا لحظات پیروزی جنگیدندنباید فراموش کرد که در جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان یا بگفتۀ پاکستان و اجیران شان ائتلاف شمال افغانستان ، اکثریت مردم متدین و سلحشور کشور شامل تمام اقوام ساکن ان درمحور مقاومت جمع شده بودند. شما وقتی می گوئید ائتلاف خاین شمال، خانم جویا، شما به اضافه از نصف نفوس افغانستان توهین میکنید آیا از این گفته هایتان احساس شرم نمیکنید.

بعد از سرنگونی و شکست زبونانه طالبان و برقراری حکومت جدید تحت زعامت آقای کرزی، بازهم پاکستان که تمام آرزو های خود را برباد رفته میدید ، دست از توطهه برنداشته و به سیاست کهنه انگلیس (تفرقه بیانداز) در قبال افغانستان ادامه داد. وابسته های پاکستان، بعد از انکه فضای مناسبی برای ابراز وجود و نظریات خویش پیدا نمودند، با ذلالت و خیره سری و بااشاره باداران شان ، از همان ابتدا کسانیرا که در جریان مقاومت قهرمانانه مردم افغانستان بر ضد تعرض واستبداد پاکستان رزمیده بودند، هدف انتقاد قرار داده و از چانس نیک شان کسانی نیز تحت نام قراردادی های به اصطلاح حقوق بشر از این وابسته های بیگانه پرست حمایت نمودند. واژه های جدیدی چون جنگ سالار و غیره در قاموس نو سیاسی ماعرض وجود کرده واین القاب وارداتی نصیب همان کسانی شد که د ر دفاع از منافع ملی ،عزت و شرف مردم غیور افغانستان بر علیه تجاوز پاکستانیها جنگیده و قهرمانی ها نموده بودندبا این وضع جو تازۀ سیاسی ایجاد شده برای تفاهم و وحدت ملی میان جوانب متخاصم ، رو به تیره گی رفت و پاکستان بار دیگر موفق شد تا جلو آشتی ملی و حل مشکل افغانستان از طریق یک تفاهم سیاسی را گرفته و از طریق اجیران خویش نگذاشت تا مردم ما، بعد از انهمه سالهای متمادی  جنگ ، مصیبت و دربدری ،روی آسایش و آرامی را ببینند

بعد از سرنگونی طالبان نیرو های مسلح مقاوت ملی برغم عقد موافقتنامه تاریخی بن ، به پروسه صلح پیوستند و در ایجاد و تحکیم قدرت دولتی سهم اساسی گرفتند. که مایحصل ان سیستم موجود دولت مبتنی بر کثرت گرایی سیاسی، تصویب قانون اساسی  دموکراتیک بعلاوه ادامه بازسازی و اعمار مجدد در پخش بزرگی از افغانستان میباشدبا همین مختصر می پردازم به بررسی گفته های بی ربط و ظبط جویا در مصاحبه های اخیرش این عجوزه در مصاحبه ای بتاریخ 14 مارچ با کسی به اسم شکیب علومی با هذیان سرایی های همیشگی گویا تاکید نمود که اعضای پارلمان افغانستان با اخراج وی آزادی بیان را نقض نمودند سوال اینجاست که جویا چه تعریفی از آزادی بیان میتواند ارائه کند. اگر وی دشنام، ناسزا و یاوه سرایی را که حال جز لایتجزای شخصیتش شده است ازادی بیان میخواند، به یقین غلط میاندیشد. چه آزادی بیان هم از خود محدودۀ دارد. جویا در بخش دیگری گفت: صحبتهای من در تلویزیونهای افغانستان سانسور شد. من تنها نگفته بودم که پارلمان افغانستان بمثابۀ طبیله خانه و باغ وحش است، بلکه گفته بودم که دو دسته افراد در پارلمان وجود دارند، یکی اینها و دسته دوم دموکراتها، که بخش دوم ان سانسور شدخانم جویا، میتوانی بگویی که اصولا این حق را که به نمایندگان منتخب ملت افغانستان این و ان بگویی ، کی برایت داده است ؟ اگر فردی از افراد دیگر در پارلمان خدا نخواسته مثل تو بی ادب میشد و چنین به همه میتازید و تو هم در جمع سامعین میبودی ، چگونه میاندیشیدی و برخورد میکردی. آیا نمیگفتی که گوینده مریض است و شاید هم تکلیف روانی داشته باشد تو در پارلمان افغانستان یک فرد بودی که در جمع تنی چند دیگر از یک ولایت نمایندگی میکردی. و ولایت فراه هم یک ولایت از جمع 37 یابیشتر ولایات افغانستان است و نه چیزی بیشتر از ان .  چگونه میشود شخصی دارای حق یک رای در پارلمان دوصد وچند عضوی کشور، اینقدر دیده درای ، سخیف و وقیح بر دوصد و چند نماینده مردم و ولایات دیگر افغانستان با بیشرمی بتازد و انگاه هم دو و دشنام خود را که بیشتر معرف ضعف شخصیت ، نازل بودن خاستگاه اجتماعی و باالاخره نمودار عدم فهم ، فقر سویه و فقدان خرد انسانی در رویارویی با موضوعات و نحوه  برخورد با دیگران است ، حق بیان و پاسخ ، ولی واکنش منطقی دیگران را تخلف از ان وانمود کند

در مصاحبه ات از روی حسد ، بغض و کین ادعا کردی که بعد از سقوط برادران طالب نیرو های مربوط به مقاومت ملی مردم افغانستان شامل در پروسه حاضر سیاسی را طیارات بی پنجاه دوی  امریکا بقدرت رسانید

خوشبختانه یا متاسفانه این همان حرفیست که همیش ورد زبان ادارۀ ای اس ای پاکستان است. اما برای لحظه ای هم که شده ، جدا از عقده های درونی، سال ها قبل را در نظر بگیر که چگونه وابسته های پاکستان یعنی برادران طالب (تو) و همفکرانت افغانستان را به حمامی از خون مبدل نموده و سیاست زمین سوخته را در میهن آبائی ما تطبیق کردند. در آنزمان تو کجا بودی که مقاومت دلیرانه ملت افغانستان و یا به گفتۀ تو و باداران پاکستانی ات ائتلاف  شمال را در برابر سپاه جهل و نادانی به چالش میگیری؟ کجا بودی که صدا های در گلو خفته زنان مرد پرور این کشور غیور و عزتمند را بگوش جهانیان میرسانیدی؟ وقتی برادران طالب (تو) و هم قماشان رسوایت مردم شمال را قتل عام نموده و در گور های دسته جمعی در مزار، بامیان وشمالی  زنده بگور نمودند ،کجا خسبیده بودی تااز مظلومیت آنها دفاع میکردی؟ هنگام ویرانی بزرگترین میراث تاریخی کشور یعنی پیکره های عظیم بودا که بدست ناپاک برادران غول ، بی فرهنگ و نوکر صفتت به خمپاره بسته شده و فروریختند ، در کجا لمبیده بودی که لااقل اشک میریختی؟

نکند که عداوت و کین تو متوجه مقاومت دلیرانۀ مردم افغانستان و مقاومت ملی مردم افغانستان بر علیه متجاوزین طالب و القاعده باشد که چرا آنها مقاومت کردند و رویای شیرین پاکستانیان دال خور بی فرهنگ و کثیف را برای تصرف افغانستان بخاک یکسان نمودند؟

یقین دارم خوب بیاد داری که دیکتاتور درمانده امروزی پرویز مشرف پاکستانی در رابطه با طالبان گفته بود که منافع قومی و قلمروی پاکستان در وجود طالبان نهفته است. حاکم نظامی پاکستان مشرف در انزمان تلاش مینمود که با این حرفها حد فاصل میان اقوام افغانستان ایجاد کند. اینک انچه تو زوزه میکشی درست تکرار همان گفته هاست در قالب دیگر. 

در مصاحبه ات گفتی که از افغانستان ممنوع الخروج هستی و پاسپورتت را مقامات دولتی گرفته بودند ،اما مردم فراه برایت پاسپورت درست کرده اند. جویا جان، صادقانه بگو که این مردم فراه بودند که برایت اسناد مسافرت درست نمودند یا کسانی دیگر. اگر این موضوع واقعا در فراه صورت گرفته و شخص یا اشخاصیکه با توصل به جعل اسناد ، قانون را زیرپا نموده و مغایر تصمیم دولت افغانستان عمل نموده باشند ، همه تان یعنی تو و دوستان فراهی ات همه باید شامل لست خاینین ملی شوید. مگر اینکه تصور کنی که ولایت فراه و تو بعنوان یکی از نمایندگان اسبق ان به اصطلاح ناف زمین هستید که حق دارید بر هر که بتازید و برعکس خود برای خودتان قانون محسوب شوید، که این دیگر یک چرند و هزیانی بیش نخواهد بود اما در مصاحبه ات با تلویزیون پیام افغان حرفهای جالبی زدی و باالاخره نا گفتنی های چندین ساله را بر زبان راندی. و جالب بود که در پایان مصاحبه که کمی بحال امدی ، خستگی و بیدار خوابی را بهانه نمودی. خوب است همیش خسته باشی تا واقعیت ها را بیان کنی و پرده از چهره اصلی ات برداری در بخشی از مصاحبه ات گفتی که مردم تو را متهم بعضویت در سازمان راوا میکنند. وقتی مجری برنامه سوال کرد ایا این مساله واقعیت دارد، تو آنرا رد نکردی و سازمان راوا را یک جنبش مترقی ازادیخواه خوانده اشاره نمودی که مردم باید فرق میان تنظمهای خوش نام و بدنام را نمایند. و بازهم در پاسخ به سوالی گفتی که آنها (راوا) مردمان دموکراتی هستند که تا حالا در قضایای کشور سهمی نداشته اند، آنچنانیکه احزاب بدنام خلق و پرچم داشتند. و اضافه کردی بسیار بیرحمانه است که ما یک حزب دموکرات و خوش نام را همردیف احزاب خلق و پرچم قرار دهیم.  شما که سازمان راوا منحیث یک حزب خوش نام یاد نمودید، بفرمائید به این سوال پاسخ دهید که در زمان تسلط طالبان بر افغانستان و پشتیبانی پاکستان یکجا با تنظمیهای تندرو اسلامی انکشوراز این گروه، چطور تنها سازمان راوا در کویته پاکستان، جای که محل تجمع و فعالیتهای طالب القاعده بود بطور ازاد فعالیت مینمودند ومظاهره ها براه می انداختند و بر علیه طالبان شعار میدادند. مگر نه این است که سازمان خوش نام شاخه دیگریست از ادارۀ ای اس ای؟ مردم  مسلمان کشور را توهین میکنی ولی بازهم خودت سند میدهی که تمام مخارج سفرت را بخارج از کشور کمونستان و احزاب چپی می پردازند.

 ولی شرم و ننگ بر تو که باچشمان از حدقه برامده بر تاریخ و حوادث ثبت شده ان که دیگر در ذهن و ضمیر ملت ما و مرم دنیا حک شده است و زدوده نخواهد شد ، ناشیانه و خصمانه خرده گرفتی و گفتی که: مردم شمال کی جهاد نموده اند؟

مگر همین است انگونه که یک باشنده واقعی افغانستان و انهم یک فعال سیاسی باندیشد؟

خانم جویا ! تاریخ و واقعیتهای ان ، انهم مبارزه، ستیز و پرخاش قهرمانانه تاریخی توسط ملتی بی دفاع و پا برهنه که فقط با توکل به خداوند ،اتکا به عزم و اراده خویش ، شناخت و درک منافع ملی و عشق به مفاهیم استقلال و حریت بزرگترین حادثه قرن را رقم زد و در برابر یکی از شیطانی ترین دسیسه های دنیا که در پوشش دستار و لنگی و دستبرد به ایمان و عقیده مردم در صدد محو تایخ، هویت ، فرهنگ و فضیلت انسانی افغانستان بودند ، را نمیشود و نمیتوان با این یاوه سرایی و هذیان گویی و جست و خیز بیجا و حرکات و سکنات بازاری تحریف کرد و نادیده انگاشت.  فرار از واقعیتهای تاریخی کشور که صرف چند سالی از ان میگذرد دو معنی را میرساند اول اینکه تو واقعا تاریخ مبارزه ملت قهرمان افغانستان را نمی دانی و فقط طوطی گونه حرفهای که برایت دیکته میشود، بیان میکنی. و یا هم اینکه تو و حامیانت از حماسه سازی های مردم افغانستان اهم از شمال و جنوب کشور رنج میبری ،که واقعا شرم آور است

 من وقتی در سال 2000 وارد شمالی شدم و از انجا برای بار اول بدرۀ پنجشیر رفتم ، از تماشای دیدنی های مقابل چشمم بخود بالیدم و افتخار نمودم. چنانکه به یقین همه مردم افغانستان میدانند و تاریخ گواه است ، در میان رود خروشان پنجشیر در لابلای دره های مرد پرور ان ولا ، لاشه صدها تانک و توپ روسی به چشم میخورد که توسط جان برکفان برهنه پا سرنگون شده بودند. اگر از گلبهار تا منطقه آستانه من یکایک از ان تانکهای منهدم شده دشمن را می شمردم، به یقین که کمتر از اندازه مو های سر تو نبود. این تنها یک مثال کوچک بود اگر روزی از منطقه مرد افرین شمالی تا ولایات شمال کشور سفر میکردی ،آنوقت بدون تردید چنین قضاوت بی خردانه و خاینانه در مورد مبارزه مردم قهرمان شمال کشور نمیکردی در جایی نیز مسول تلویزیون پیام در رابطه با مسلمان بودنت از تو سوال کرد. گفتی من بمردم مسلمان افغانستان احترام دارم. وقتی اقای خطاب سوال خود را تکرار نمود ، دفعتا براشفته شدی و با عصبانیت گفتی که اگر من از اول می فهمیدم که بحث شما اسلامیست، حاضر به مصاحبه نمیشدم. با این گفته و این اندیشه دیگر لازم به سوال نیست که تو که هستی و چه میخواهی در اخیر نتیجه میگیرم که تو در حیطه و مدار خودت بحیث یکی از دشمنان بیشمارو گروهک های چندین گونه مربوط به دشمنان افغانستان وظیفه دار شده ای تا در برابر  یک مشت پول از خورجین دشمنان مردم ما اهم از ازبیک ، پشتون ، تاجک و هزاره و همه باشندگان با هم برادر و باهم برابر افغانستان، بنام شمال و جنوب تفرقه و فتنه ایجاد کرده و به زعم خود و بادارانت مانع ایجاد صلح و ثبات در افغانستان شده و با رد یک راه حل سیاسی، پیام اور جنگ و خونریزی به مردم افغانستان باشی. که اثرات انهم همانند کوچکی خودت و زبونی دشمنان مردم افغانستان ، ره بجایی نخواهد برد

بندار و اگاه باش که پس از رانده شدن از پارلمان کشور ، نمایشهای تصنعی مثل یگان چکچکهای اینجا و انجا ، یگان بیانیه احساساتی این جا و انجا و باالاخره یگان مشت پول اعانه و بخشش برای تو در این مملکت و ان مملکت همه بیانگر شاخص و معیار شناخت و قبولی شخصیت تو در خارج از افغانستان به عنوان یک مهره شطرنج است. به نحوی که شاید خود ندانی اما حلقات معینی با براه اندازی این اجتماعات بی ارزش ، مسخره و کلیشه ای ،در اصل از تو بعنوان وسیله ای جهت تخریب هویت افغانستان ، تضعیف دموکراسی نوپای ان و تولید افتراق و تفرقه میان باشندگان افغانستان استفاده میبرند و در عقب بر حماقت و ساده گی تو که خویش را عقل کل میدانی ، میخندند

خانم جویا! بخود بیا و از خواب خرگوش بیدار شو کوشش کن تا خود و جایگاهت را بشناسی و در یابی که تو دقیقا که هستی تاریخ معاصر افغانستان که حال با اینده و سرنوشت جهان گره خورده است ، زاده و ماحصل سه دهه خون و شهادت و حق طلبی و ایثار و جانبازیست. چیزی را که من و تو و سایرین به نام افغانستان امروزی داریم ، ثمره رزم و شهادت جان برکفانی است که با نثار خونهای سرخ خویش تو را رهایی و هویت بخشید تا بعنوان یک زن به پارلمان راه پیدا کنی. ورنه خود بهتر میدانی که در همان ولایت فراه کتله عظیمی از مردم خودت، تو را ادم نیز نمیشمردند

تو چگونه در رابطه با انهاییکه تاریخ عظیم مقاومت تاریخی این ملت با نام شان گره خورده و با خرد ، اندیشه ، بصیرت ، تعقل و از خود گذری برای حفظ استقلال این مملکت و دفاع از ابرو و حیثیت شان در برابر هیولا های زمان چون سخره ایستاده و کارنامه هایشان دیگر در ضمیر ملت افغانستان عجین شده است ، چنین خیره سرانه و کودنانه یاوه میگویی و تهمت میبندی

خانم جویا! تو راستی تصور میکنی که مردم افغانستان و جهان به چرندیات تو در باره انانیکه در متن جریانات تاریخی افغانستان نقش ایفا کرده و این کشور و مردمش را در برابر هیولای تروریزم بین المللی (که امروزه امریکا و اروپا تا ناتو و دیگران را به چالش جدی کشانیده است)، وارهانیدند ، گوش میکنند و وقعی میگذارند؟ 

به خود بیا و کاری کن که اگر فرصت دیگری دست داد ، همان تنی چند مرد و زنی که بار اول در ولایت فراه به اشتباه، تو را رای دادند و بعد از نمایشنامه مضحک اخیرت ، با راه اندازی مظاهرات خواستار اخراجت از پارلمان شدند، دوباره بالایت اعتماد کنند و اگر ادم شدی و از دو و دشنام دادن به عقل امدی ، به اندازه توانمندیت ، برای شان خدمت کنی که شکم شان سیر شود و اب اشامیدنی صحی و مکتب و برق به ده و قریه تان بیاید. دیگرایش را بگذار به این ملت پر غرور و سلحشور. و تلاش نکن تا راه صد سال را یکشبه بپیمایی و با بیعزتی و بد نامی صاحب شهرت شوی

خانم جویا ! آسوده باش که فرزندان بیباک و دشمن ستیز این ملت فداکار و خداپرست،هرگز نخواهند گذاشت تا دستاورد های نیاکان و قهرمانان شان و پرخاش مستمر شان برای تحقق حق خود ارادیت و تامین عدالت اجتماعی و سهم متوازن همه اقوام با هم برادر و باهم برابر کشور در حیات سیاسی افغانستان، توسط دست و زبان لعبتکی با خورجینی مملو از فتنه ، دو و دشنام ، برخاسته از استین چرکین و کثیف دشمنان مردود این ملت ، به هدر رود .