آقای معصوم مشایع

عجله کار شیطان است

نصیر خالد تورنتو

nasirkhalidvoa@yahoo.ca

Web: www.omed.ca

نامه پر از محبت که معرف شخصت والای انسانی شما بود و در سایت افغان جرمن بچاپ رسیده است سراپا خواندم و سپاس از شما که چنین زحمتی را بخود روا داشته و سفیدی های کاغذ را با عجله سیاه نمودید. در قدم اول باید خدمت شما بعرض برسانم که اسم واقعی من نصیر خالد است و هرگز مانند نامردان زیست نکرده ام که با استفاده از نام مستعارنامردانه از پشت به دیگران خنجر بزنم. خدا کند که از این ناحیه خاطر مبارک شما که بسیار آشفته و پریشان معلوم میشود، اسوده شده باشد

آقای مشایع که امیدوارم شما ها از جمله مستعار نویسان نباشید. باید خدمت شما و دیگر تنگ نظران بعرض برسانم که من، صرف کلماتی را که از عمق دلم برمیخیزند در روی صفحۀ کاغذ کنارهم قرار میدهم و با بسیار صداقت و امانتداری خدمت دیگران تقدیم مینمایم. من آرزو ندارم تا در دیالوگی در برابر شما و یا دیگرانیکه ار بت ساخته شدۀ کنونی یعنی خانم جویا بدفاع برخاسته اید قرار بگیرم. این بدان معنی نیست که من تاب مجادله را ندارم، باور کامل دارم که روز ها، ماه ها و حتی سالهای توانائی جر و بحث و مجادله را با شما، همفکران تان و هزاران ملحد و بیدین از خدا بیخبر دارم. در برابر منطق تسلیمم اما در مقابل آنهاایکه از منطق بدور و ازجادۀ ادب فاصله گرفته اند تا اخرین لحظه مبارزه کرده و خواهم نمود و هرگز عادت به عقب نشینی ندارم  و برای ازدیاد معلومات شما باید بعرض برسانم که در جریان 25 سال گذشته  بسیار پهلوانانی از طیف شما و دگر کمونستان و ملحدین که تاب مقاومت در برابراردۀ راسخ من نداشتند، فراررا بر قرار ترجیع دادند، و یقین دارم که شما آخرینش نخواهید بود. چون در این عصر و زمان هر خاین و وطنفروشی که از بین میرود چند تای دیگر جایش راپر میکنند پس باید و بی هراس در برابر چنین انسانهای ناپاک مبارزه نمود

آنچه مرا رنج میدهد، در نوشتار بعضی نویسنده ها می بینیم که با دیده درائی و به گفته ساده چشم سفیدی تلاش دارند تا واقعیتهای تاریخی کشور را که هنوز چند سالی از ان نگذشته است نادیده بگیرند. شما و همفکران تان باید بدانید که امروز مشکل است واقعیتهای تاریخی کشور را مسخ و مطابق میل و سلیقه خود چنانیکه در گذشته ها مروج بوده است تغییر بدهید. آقای معصوم صمیمانه بپذیرید که در نوشتار تان شما و در گفتار خود، خانم جویا بجز یاوه سرائی  و چرند پرانی، مطلبی وجود ندارد که بدل بچسپد. این حرفها زمانی خریدار داشت که ملت ما بیدار نبود اما چرا حاضر نیستید این حقیقت را بپذیرید که امروز شما در برابر یک نسل بیدار و آگاه با مسایل افغانستان و جهان قرار دارید که بسیاری از آنها در متن حوادث کشور زندگی نموده و جریانات را تلاش دارند تا بصورت واقعی و منحیث یک امانت ملی ثبت تاریخ کشور نمایند. پس تلاشهای بیهوده شما و وابسته های پاکستانی شما اثری در تحریف واقعیتها ندارد

شما و امثال شما تلاش دارید تا مخالفین تان، مخصوصا مسلمانان کشور را اجیر وابسته و خاین بخوانید اما در مقابل با وقاحت و دیده درائی میخواهید اجیران خود را را در قالب افراد ملی و صادق بالای ملت تحمیل کنید، بفرمائید فرق میان شما و دیگر اجیران در کجاست؟ وقتی خانم جویا میگویند از افغانستان ممنوغ الخروج بوده و پاسپورت ایشان توسط مقامات دولتی ضبط شده است. لطف کنید آقای محترم و صادق بگوئید، چگونه این خانم محترم که شما دوست ندارید او را لچر بخوانیم، پاسپورت بدست اوردند؟ چطور از افغانستان خارج شدند؟ چگونه ویزای امریکا را در یک پاسپورت جعلی بدست اوردند؟ پول مصارف ایشان شامل کرایه طیاره، غذا و محل بود وباش ایشان از کدام مدرک تمویل میشود؟ و ایا دولت امریکا نمیدانست که ایشان ممنوع الخروج بوده و پاسپورت ایشان ضبط است، روی کدام اصل برای خانم جویا ویزه صادر نمودند. آیا حاضر هستید صادقانه صرف بهمین سوال جواب بگوئید؟ هنوز هم  ایشان را جدا از سازمان آدمکشی، تفرقه افگنی و جاسوسی ای اس ای میدانید؟

یک دم بر آب رقصد و برباد می رود  -  این خانه یی که ساخته یی جز حباب نیست

و یا

فغان زین " آشنایان" کز دو رنگی __ به هرکس " خویش را " بیگانه" کردند

 اقای معصوم بیمار، دنبال اشتباهات تایپی و گرامری در نوشته من نگردید. هدف را جستجو کنید. تفاوت من و شما ها همین است که من هدف مقدسی دارم که همانا نجات وطن ار بدبختی و مصیبت و پایان جنگ و برچیده نمودن گلیم تفرقه ونفاق و مزدوران از سرزمین مقدس و اسلامی ما است. اما شما ها نه تنها حتی طرحی برای برون رفت مشکل از کشور ندارید بلکه تلاش برای ادامۀ آن نیز مینماید و هدف اصلی شما ادامۀ جنگ و ایجاد تفرقه ونفاق و جو بی اعتمادی در میان افغانان پاک و مسلمان است. که به گفتۀ معروف راه شما به ترکستان است. در نوشتار تان من فقط به یک جملۀ کوتاه کاملا توافق دارم وان اینکه گفته اید اگر وطن پرستید؟ بلی اقای محترم من با باورمندی کاملی که به اسلام عزیز دارم، نزد شما صادقانه اعتراف میکنم که من وطن پرست نیستم بلکه خدا پرستم و وطنم را دوست دارم. به گفتۀ سهیلی

مردان حق ز شعله ی هر آیه سوختند در ناله های سرد تو سوز و گداز نیست

من خرسندم از اینکه توانسته ام شما را که معلوم میشود از سواد نسبی برخوردار و با تاریخ کشور نیز تا اندزه ای وارد هستید، عصبانی ساخته ام مگر نشنیدیده اید که انسانهای بی منطق زود از جادۀ ادب و منطق خارج میشوند. حرفها من متوجه بت شما ملالی جویا که یکی از فعالین سرسخت شاخۀ جدا شده از سازمان راوا به اسم  سازمان رهائی بخش تحت رهبری مستقیم ای اس ای پاکستان میباشد، بود. تو چرا خود را بگفتۀ معروف مگس هر دوغ نمودی، چرا عصبی شدی و مانند دیوانه ها فریادت به آسمانها بلند شد و بمثل ملالی جویا چرند گوئی نمودی. دیگران را مزدور و خاین میگوئید، اما وقتی مردم پرده از چهره های نامیمون شما برمیدارند ناراحت میشوید. من یقین دارم که شما همین لحظه به عذاب وجدان گرفتارید. کار من نیز همین است که دشمنان رنگارنگ وطن را در هرکجائی که هستند به عذاب وجدان دچار بسازم و خوشبختانه این بار نوبت به شما رسیده است. من لازم ندیدم تا دشنامنامۀ شما را پاسخ بگویم چون شما مانند ملالی جویا حرف از ده است وشما از درختها میگوئید و برای شما توصیه میکنم یکبار دیگر نوشته من و بار دیگر نوشته خود را بخوانید به یقین که به ریش خود خواهید خندید.

ضرور نبود اقای مشایع که چندین صفحه را با چرندگوئی سیاه نمائید کافی بود بجواب اتهامات که بالای خانم جویا شده بود جواب می گفتید. تا رهبر ساختۀ پاکستان شما از اتهام مبرا میشد اما جواب یا ساده تر بگویم دشنامنامۀ شما بدون اینکه به اصل موضوع بپردازد یک حقیقت دیگر را هم ثابت نمود که نه تنها جویا بلکه هوادارانش نیزاز منطق بدور بوده و هر اتهامیکه بالایشان شده واقعیت دارد. من جواب خودم را گرفته ام، حالا کاری ندارم که شما در مورد من چه مینویسید. این بار شما، با عجله نوشتن شراکت تان را با شیطان ثابت نمودید. به یقین در ادامه خود را بهترتر از حال، به دیگران معرفی خواهید کرد و یا اینکه معرفی خواهید شد. خدا شما را شفا بدهد

امروز، چمن را مده از دست که فردا  --  دوشیزه ی گل، باد گرانست در این باغ