سالیکه گذشت

نصیر خالد

nasirkhalidvoa@yahoo.ca

سالی میلادی که گذشت اگر حکومت افغانستان و جامعۀ جهانی دست اورد های قابل توجهی نداشتند مسالۀ مهمی نیست زیرا از برکت فعالیتهای دولت انگلستان - افغانستان در کشت و  تولید تریاک مقام اول را از آن خود نمود که هیچ کشوری در این راستا توان رقابت با افغانستان را ندارد. خوب بالاخره باید در جهان ما هم اسمی از خود داشته باشیم. اما چرا ما مقام اول را بدست اورده ایم؟ و بیشتر تولیدات در کدام بخش از کشور ما بوده است؟ در سال 2005 تولیدات تریاک در کشور ما حدودآ 4300 تن بود که در سرتاسر افغانستان کشت شده بود که در همین سال ولایت هلمند کمترین کشت را از ان خود کرده بود. اما بعد از امضای معاهده موسی قلعه و سپردن ان ولسوالی به طالبان و اعلام ان اطلاعیه از طریق رادیو ها توسط مامورین و نظامیان انگلیس که ما برای مبارزه با مواد مخدره نیامده ایم- چون تنها عاید مردم فقیر این ولایت همین است. راه ها برای کشت کوکنار باز ساخته شد، تا بالاخره در سال 2007 تنها تولید تریاک در ولایت هلمند و بالاخص در موسی قلعه به 4229 تن رسید. پس در یک دید متختصر درمیابیم که این ملت شریف افغان نیستند که برای نابودی بشر از طریق تولید و ارسال مواد مخدر تلاش دارند بلکه،  انانیکه از حقوق انسان از ازادی، دموکراسی و کرامت انسان حرف میزنند، زمینه ساز تولید تریاک در کشور ما هستند- حتی گفته میشود که در بسیاری جا ها برای دهاقین تخم اصلاح برای تولید بهتر توزیع شده است. در حالیکه همین منابع برای فریب اذهان عامه ادعا میکنند که ادامه جنگ و خشونت در افغانستان تولید و فروش مواد مخدره است. در صورتیکه تا کنون هیچگونه سندی ارائه نشده است که اینهمه تریاک و هیروهین از کدام قسمت افغانستان و چگونه بخارج صادر میگردد_  قاچاق یک یا چند کیلو نیست، حرف از 4000 تن میباشد. مگر غیر از این است که قاچاق آن توسط کسانی صورت میگیرد که حتی مقدار دقیق صادرات انرا نیز میدانند و امار میدهند. و بسیار جالب است که منابع بین المللی در افغانستان اعلام کرده اند که تولید تریاک در سال 2008 افزایش خواهد یافت. در سال گذشته به اساس امار منابع دولت افغانستان و جوامع بین المللی در  234 هکتار زمین کوکنار کشت شده بود که احتمال دارد در سال جدید چند برابر شود. چندی قبل گزارش داده شد که نیرو های بین المللی از میدانهای هوائی که در افغانستان در اختیار شان قرار داده شده است در قاچاق مواد مخدر دست دارند و حتی نویسندۀ توانا کشور وحید مژده پا را از اینهم فراتر گذاشته و ادعا کرده است که:

کتاب (کمیتهء 300 کانون توطئه های جهانی) بقلم داکتر جان کولمن را ورق می زنیم و در فصل سوم آن به این جملات برمی خوریم:
تجارت مرگ آفرین تریاک که از آن با اصطلاح "غنایم امپراتوری" یاد می شود، سالهاست که در دایرهء بلند پایگان جامعهء انگلیس بحث های را به وجود آورده است. داستانهای شجاعانه ای که دربارهء برخورد های "تنگهء خیبر" بر سر زبانهاست بیشتر با تجارت تریاک پیوند دارد. استقرار ارتش بریتانیا در بلندیهای خیبر تنها برای حفاظت کاروانهای تریاک خام بوده که اغلب مورد دستبرد قبایل کوه نشین قرار می گرفته است. آیا خانوادهء سلطنتی انگلیس به این نکته آگاهی داشتند؟ البته آنان باید می دانستند، چه در غیر این صورت نگهداری ارتش مسلحی دور از کشور و با هزینهء بسیار سنگین، در منطقه ای که چیز قابل ملاحظه ای بجز تجارت پرسود تریاک وجود ندارد، چه دلیل موجهی می تواند داشته باشد. علیاحضرت ملکهء انگلیس حتما از دلایل حضور واحد های ارتش در آن نقطه حتما پرسشی نموده اند.

جان کولمن که خود نیز روزگاری عضو سازمان MI6 انگلستان بود می گوید:

آنچه بزرگان تا این درجه به آن علاقمندند، تجارت کوچکی نیست. مواد مخدر تجارت کثیف و گسترده ای است که یک امپراتوری عظیم را تشکیل می دهد. در سراسر جهان بنابر الزامات، این تجارت همواره از بالا به پائین در گردش است. در واقع و بدون هیچگونه اغراق، در جهان امروز تجارت مواد مخدر بزرگترین تجارت منحصر به فرد است که سایر فعالیت ها را پشت سر گذاشته است. پشتیبانی عمودی (از بالا به پائین) این تجارت همانند فعالیت های تروریستی ناشی از روند پنهانی آنست. شاید یک فرد خردمند نتواند بپذیرد که وجود افرد بلند پایه و اسامی برجستهء دربار سلطنتی در ادارهء این تجارت مرگ آفرین- گرچه بدست واسطه هائی صورت می گیرد، از ضروریات است.

  باموجودیت چنین اسناد معتبرکه آنهم از جانب منابع غربی و اروپائی به نشر میرسد بازهم ما بپذیریم که افغانان در افغانستان مسوول کشت کوکنار میباشند و عاید ان به جیب دهقانان و غربا میرود؟. به همین شکل میتوان در دیگر بخشهای نظامی، سیاسی و اقتصادی تصور کرد که نقص در میان افغانان نیست، مشکل در بین جامعۀ بین المللی است که نمیگذارند در افغانستان یک نظام قوی که قانون در ان تطبیق شود بوجود بیاید. به اساس بعضی گزارشها، دفاتر ملل متحد در افغانستان حتی در تقرر و تبدل مامورین دخالت دارند و کشور های کمک دهنده هرگز حاضر نشدند تا کمکهای خود را مستقیمآ بدولت بپردازند و یا پروژه ها را خودشان به انجام برسانند و در بخش سیاسی هم می بینیم وقتی دولت افغانستان تصمیم میگیرد که برای ختم بحران با مخالفین مذاکره نمایند کشور های خارجی مانع ان میشوند اما خود شان مستقیما با مخالفین مسلح آتش بس میکنند و حتی مراکز اموزشی را در اختیار انها قرار میدهند. از همین مختصر چنین نتیجه میگیریم که عامل تمام بدبختی جنگ و خشونت در کشور ما مداخله بیگانگان است.  سوال عمده این خواهد بود پس مسوولیت ما افغانان در قبال مسایل کشور چیست؟ و چه باید کرد؟ بحثی است که در اینده به ان خواهیم پرداخت.