نصیر خالد   اول فبروری 2007

مصالحه ملی

 بتاریخ 31 جنوری 2007 مجلس نمايندگان افغانستان طرحی را تحت عنوان 'مصالحه ملی' تصويب کرده که بر اساس آن، جناحهای درگير در جنگهای اين کشور، از پيگرد قضايی در امان خواهند بود. " نقل قول از بی بی سی"

این طرح بنام ( مصالحه ملی) توسط یک کمیسیون 9 نفری در یازده ماده ترتیب و غرض بحث به ولسی جرگه تقدیم شد که بعد از جر و بحثهای دوامدار بالاخره به اکثریت آرا به تصویب رسید.حاجی محمد محقق در رابطه به طرح مصالحه ملی گفته است که باید برای تمام جناحهای سیاسی افغانستان ضمانت روانی داده شود. در ادامه این طرح گفته شده است که تمام جناحهای در گیر در جنگهای 30 سال گذشته باید از تعقیب فانونی و حقوقی در امان باشند.

بتاریخ اول فبروری یعنی یکروز بعد از تصویب این طرح دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان ضمن اعلام مخالفت گفته است که تصویب این طرح مغایر توافقات اجلاس لندن است. در اعلامیه ملل متحد آمده است:

دفتر نمايندگی سازمان ملل، نخستين ارگان خارجی است که نسبت به تصويب اين طرح در مجلس نمايندگان افغانستان، واکنش نشان می دهد.

در اعلاميه اين دفتر آمده که "تلاشها و جانبازی" مردم افغانستان برای دست يافتن به صلح، آزادی، استقلال و زندگی بهتر در بيست و پنج سال گذشته بايد فراموش نشود.

در اين اعلاميه آمده: "يوناما می خواهد تضمين کند که حقوق قربانيان جنگ های افغانستان همچنان در محور بحث قرار خواهد داشت."

اين اعلاميه می افزايد: "هيچ کسی به جز قربانيان جنگ های افغانستان حق ندارد افرادی که مسئول نقض حقوق بشر هستند را مورد عفو قرار دهد."

دفتر نمايندگی سازمان ملل متحد همچنين تاکيد کرده که مردم افغانستان در زمينه دست يافتن به حقوق شان، از "حمايت همه جانبه و گسترده جامعه جهانی و سازمان ملل متحد برخوردار هستند."

شام پنچشنبه اول فبروری 2007 محقق در مصاحبه با بی بی سی گفت: در این طرح بالای آشتی ملی و مصالحه تاکید شده است و همچین بالای جهاد و مقاومت مردم افغانستان احترام گذاشته شده چنانچه در ماده اول ان امده است که جهاد و مقاومت  و مبارزات مردم افغانستان در برابر تجاوز خارجی از افتخارت مردم  افغانستان است و باید از هرگونه تعرض مصئون باشد. اقای محقق در ادامه گفت که از تمام جناحهای درگیر در قضایای افغانستان درخواست شده تا به طرح بپیوندند و نباید آنها تحقیر و سرزنش شوند و یا کسی برایشان ناامنی ایجاد نماید.

همچنین در همین مصاحبه محقق گزارش دیده بان حقوق بشر را رد نموده و گفت بهتر است مشکل افغانستان از طریق خود مردم حل و فصل شود

در همین روز آقای مصطفی کاظمی یکتن دیگر از وکلای ولسی جرگه در میز مدور رادیو صدای امریکا ضمن مثبت خواندن طرح مصالحه ملی یاد اور شد که در جریان یکسال گذشته مردم از ما انتظارات بیشتر داشتند اما متاسفانه نظر به جو بی اعتمادی در میان وکلای مجلس ما قادر نشدیم از حلقه اختلافات بیرون امده و به دیگر مسایل توجه نمایم. حرفیست بجا چون پارلمان افغانستان متشکل از افراد گوناگون با نظرات متفاوت است و ضرور است تا ئنخیت میان اعضای پارلمان، فضای اعتماد و صمیمت و باورمندی ایجاد گردد تا آنها بتوانند بمسایل مهمتر از اختلافات شان بپردازند.

بهر حال در نشرات بین المللی در این رابطه نظریات متفاوت به نشر رسید بعضی ها تائید نمودند و کسانی هم از ان به بدی یاد نموده  وگفتند که وکلا صلاحیت تصویب چنین طرح را که از صلاحیتهای مردم افغانستان میباشد ندارند. اما برایمن بسیار جالب که در متن طرح هرگز ذکر نشده است که این طرح تنها شامل حال جناحهای درگیر در جنکهای داخلی؟ میباشد ولی گزارش بی بی سی چنانیکه در بالا این نامه ملاحظه میفرمائید از جناحهای درگیر در جنگهای داخلی خبر میدهد که این خود صداقت و امانتداری این خبرگزاری را زیر سوال قرار میدهد. از دید من در افغانستان هیچگاهی جنگ داخلی وجود نداشته بلکه توطهه های دشمنان و بیگانگان بود که ملت را ناخود آگاه بجان هم انداخت و اکنون همان بیگانه ها باز هم با طرحهای دیگری میخواهند که  وضع را مانند گذشته تیره و مغلق نگهدارند تا افغانان از مزایای صلح و اعتماد بهمدیگر بی بهره باشند ( بحثیست جدا از این محدوده)

قبل از  همه باید یاد اور شویم که کنفرانس لندن در اول جنوری سال 2006 دایر شده بود، کشور های حاضر در جلسه تعهد بیشتر برای باز سازی و تامین امنیت سپرده بودند، اما شرط اصلی آن بمحاکمه کشانیدن مجرمین جنگی خوانده شده بود و جالب است که کنفرانس برلین بتاریخ  30-31  جنوری که همانا ادامه کنفرانس لندن بود برگزار شد و در کنار دیگر شرکت کنندگان، دولت افغانستان گروهی را  که شامل نماینده های از دولت و سازمان ملل متحد میباشد بمنظور نظارت بر توافقات لندن  فرستاده است.

کمیسیون طرح مصالحه ملی ولسی جرگه بتاریخ 31 جنوری قبل از انکه کنفرانس برلین به پایان برسد تصیم خود را که به اکثریت آرا تصویب شد اعلام نمودند. همانسانیکه در بالا تذکار رفت کنفرانس برلین ادامه کنفرانس لندن میباشد.

طرح مصالحه ملی از جانب کسانی مورد انتقاد قرار گرفت، خوب هر هموطنی حق دارد در رابطه بکشورش ابراز نظر کند اما سوال عمده اینجاست که قبلا نیز کمیته مشابهی زیر عنوان ( کمیسیون آشتی ملی) تحت ریاست اقای مجددی تشکیل شده و تا کنون بهزاران تن از مخالفین را که بسیاری از انها در میدانهای نبرد علیه دولت افغانستان دستگیر شده اند دوباره آزاد نموده است، کسانی که عملا در جهت تخریب پروسه صلح در افغانستان سهم دارند اما تا کنون هیچ هموطنی حتی سازمان ملل متحد که اولین ارگان خارجی است که از طرح مصالحه ملی انتقاد نمود از کمیسیون آشتی ملی انتقاد ننمود. چرا؟ تفاوت میان این دو ارگان چیست؟ آنانیکه از طریق کمیسیون آشتی ملی برائت میگیرند از جمله مخربین دولت بوده و تا هنوز معلوم نیست که ایا در پروسه صلح واقعآ شامل شده اند و از عملکرد های گذشته اظهار ندامت مینمایند و یا خیر؟ اما کسانیکه مصالحه ملی را اعلام نموده اند با وجودیکه در گذشته مرتکب اشتباهات شده اند ولی اکنون تلاش دارند تا اشتباهات شان را جبران نمایند.

بازهم سوال دیگری مطرح میشود که برای رسیدن به امنیت کامل، ارامش، حکومت قانونمند و حفظ تمامیت ارضی چی باید کرد؟ و کدام راه را برای رسیدن به صلح واقعی و وفاق ملی پیشنهاد مینمایم؟

بسیاری بر این عقیده اند که تصمیم ولسی جرگه زیر پا گذاشتن خواستهای مردم ماست، ما هم موافقیم اما باز سوال اینجاست  برای رسیدن بصلح  وآشتی ملی پس چی باید کرد؟

در چنین حالت که نه دولت ونه ادارات محاکم،  قدرت بمحاکمه کشانیدن مجرمین که هر کدام آز انها هنوز هم از قدرت کافی برخوردار و هواخواهانی  دارند، را ندارد، بالاخره راه نهائی چیست؟ آیا بهمین زد و بند ها که همه میدانیم نتیجه ندارد ادامه داد و یا اینکه از معقولیت کار گرفت و از جنگ بطرف صلح رفت؟

وقتی ما میگویم از جنگ خسته شده ایم، به یقین آنانیکه تا دیروز و حتی امروز نیز می جنگند از ما بیشتر خسته شده اند، اما از اینکه تمام راه صلح و آشتی و ایجاد فضای اعتماد برویشان بسته است ناگزیرند به جنگ و خصومت و دشمنی در برابر همدیگر ادامه بدهند و این خواست دشمنان خاک و مردم ما نیز است تا افغانان در گیر چنین مسایل باشند و هرگز موقع انرا نیابند تا به صلح بی اندیشند و بطرف وحدت ملی روان شوند که اگر جنین شود بازار گرم تجارتی بیگانگان مغرض رونق خود را از دست میدهد.

شاید، ما از افرادی نظر به عملکردهای گذشته و یا کارنامه هایشان خوشمان نیاید اما مهمترین اصل برای ما افغانان رسیدن به وفاق ملی است تا از طریق وحدت ملی ما قادر به تشکیل حکومت قوی مرکزی باور مند به عدالت اجتماعی و محاکم با صلاحیت شویم، در انزمان ما میتوانیم مانند دیگر کشور ها، آنانی را که واقعا خیانت و جنایت کرده اند به پای میز محاکمه بکشانیم. باید بخاطر بسپاریم که:

تاریخ، گواهست که در گنبد گیتی

کاخی که زخون بر شده، بنیاد ندارد

من خود، رشد کرده ی دوران جهاد مقدس کشورم میباشم و اختلافا ت عمیقی با بسیاری از اعضای پارلمان و یا اعضای کابینه اقای کرزی نزدم موجود است، ولی در شرایط فعلی کشور آنچه که خواست همگان است من مخالفتی ندارم،  تصمیم در رابطه به کشور نباید روی احساسات گرفته شود چنانیکه ما در گذشته بهمین شیوه روان بودیم، امروز با نتیجه گیری از گذشته باید از معقولیت بیشتر کار گرفت و قربانی بزرگی را برای رسیدن بیک هدف والای انسانی پذیرفت.

ما از مداخله بیگانگان گله مندیم، اما باید بپذیریم که همین تسلیم نشدن ما برای رسیدن بوحدت ملی، بیگانه ها را بیشتر جرئت می بخشد تا از طرق مختلف در امور داخلی و حتی دولتی کشور ما مداخله نمایند و نگذارند تا ما بالاخره بیک صلح واقعی دست یابیم. جالب است اگر طرحی از طرف بیگانه ها پیشکش میشود همه آنرا می پذیرند اما اگر طرحی از جانب خود افغانها و بنابر ضرورت واقعی جامعه پیشکش میشود دیده میشود که اولین صدای مخالفت از جانب بیگانه ها بلند میشود و دلیل هم روشن است هیچ بیگانه ای حاضر نیست در افغانستان صلح، امنیت، آشتی ملی و وحدت ملی بوجود بیاید.

بیرون ز شهر عقل مرو، هوشیار باش

بس کار ها به دست (تو) تدبیر میشود

سازمان ملل متحد در اولین اقدامش طرح مصالحه ملی را مغایر تعهدات لندن میخواند اما حاضر نیست بپذیرد که خواست ملت افغانستان بالاتر از تصمیم لندن است. امروز ملت افغانستان بهمین نتیجه رسیده اند که باید بطرف اشتی ملی روان شوند و دست محبت و برادری بسوی هم دراز نمایند، بسیار بجا خواهد بود تا اولین ارگان یعنی سازمان ملل متحد از آن حمایت نماید. برای ملت افغانستان کمکهای جهانی که هنوز آنقدر هم محسوس نیست ارزش دارد  و یا تامین امنیت توسط خود مردم آن؟  اگر جنگ در افغانستان پایان یابد و مردم متحدانه در آبادانی کشور شان صمیمانه سهیم شوند به یقین بهتر از ارسال کمکهای جهانی خواهد بود. مگر تا چه زمانی باید ملت افغانستان در فقر وبیکاری زندگی کند و محتاج به دیگران باشد. در جریان 5 سال گذشته نه تنها برای رفع بیکاری کاری انجام داده نشد بلکه تعداد بیکاران روز تا روز در افغانستان بیشتر هم میشود حرف معروفیست که بیکاری خودش امکانات فساد را ببار میآورد و اگر وضع بهمین شکل باشد تا سالهای دیگر  هم مردم ما بیکار و در فقر زیست خواهند نمود و هم جنگ و برادر کشی و دشمنی  دوام خواهد داشت. طرحهای که در جریان پنج سال گذشته از جانب بیگانه ها و در کشور های بیگانه تا کنون ارائه شده است چه نتیجه  داده است ایا شعله های جنگ فروکش شده است، جو اعتماد و باورمندی نسبت به یک دیگر ایجاد شده است؟  متاسفانه می بینیم مردم ما بار دیگر نظر به توطهه دشمنان نسبت بهمدیگر بی اعتمادتر شد ه و آتش جنگ در گوشه و کنار وطن دوباره شعله ور شد  و شاید هم  در جریان امسال به اساس پیش بینی های متخصصین جنگی شدت بیشتر بخود بگیرد. طالبانیکه فقط در یک گوشه ی از کشور قرار داشتند و 5 سال قبل  تقریبا از هم پاشیده شده بود اکنون در برابر نیرو های جهانی و در برابر سلاحهای پیشرفته و طیارات بی 52 منظم تر از گذشته می جنگند و در بسیاری از ولایات کشور حضور فعال نیز دارند، پس بجا خواهد بود تا سازمان ملل متحد که برای ختم بحران در کشور ما ظاهرآ تلاش دارد بیشتر از طرحهای افغانی استقبال نماید نه اینکه بدون دلیل مخالفت نماید. در اعلامیه یوناما که در مخالفت با طرح مصالحه ملی به نشر رسیده است در بخش از ان میخوانیم:

 "يوناما می خواهد تضمين کند که حقوق قربانيان جنگ های افغانستان همچنان در محور بحث قرار خواهد داشت."

نه تنها یوناما بلکه فرد فرد ملت افغانستان خواهان چنین نظریه میباشند، اما راه حل یوناما چیست؟ اگر ما تمام زندگی در همین رابطه به بحث بپردازیم پس چه زمانی به صلح واقعی و امنیت دست خواهیم یافت. آیا طرح همین مساله که بازهم تکرار میدارم، یکی از خواستهای مردم مسلمان و درد کشیده ما است، از جانب یوناما که خود هم طرح برای بیرون رفت ارائه نمی نماید اما راه را هم بروی دیگران بسته مینماید، سردرگمی برای مردم افغانستان نیست؟

پیشنهاد ما برای ملل متحد این خواهد بود که بگذار در کشور جنگ زده ما حکومت قوی که بتواند قانون را بالای ملت تطبیق نماید بوجود بیاید بعدآ  تماما مجرمین چه داخلی و خارجی بپای میز محاکمه کشانیده خواهند شد، البته در کشور ما تنها افغانان مرتکب جنایت نشده اند بیگانه هم  شامل میباشند که باید مورد پیگرد قانون قرار گیرند.

در مخالفت با طرح مصالحه ملی کسانی هم استدلال نمودند که چند تن مجرمین راه را برای برائت خود باز نمودند. در این رابطه هم باید اضافه کنیم که تا هنوز به اساس قانون هیچ فردی مجرم شناخته نشده است بلکه بسیاری متهم میباشند و تا زمانیکه حکم محکمه بالای فردی مبنی بر محکومیت صادر نشود فرد بیگناه میباشد. در همین پارلمان موجود افغانستان اگر دقت شود، مجاهدین سابق- کمونستان ( خلقی،پرچمی و شعله ی)- طالبان و دیگر احزاب و کسانی هم بیطرف وجود فزیکی دارند، هر کدام آنها براساس انتخابات و رای مردم به پارلمان راه یافته اند، پس نباید بالای این مساله که وکلا صلاحیت مردمی ندارند بصورت جدی بحث نمود، بسیاری از همین افراد تا دیروز در برابر هم جنگیدیده اند و بالاخره امروز انها به این نتیجه رسیدند که ادامه خصومت و دشمنی سودی ندارد و باید بسوی آشتی ملی روان شوند، خوب است یک چانس دیگر به آنها داده شود شاید هم مشکل و گره های چندین ساله که ملت را به بیچارگی و فقر و اوارگی رسانید باز شود و صلح و آرامش بکشور ما باز گردد و باید پذیرفت که همین اشخاص امروز پیروانی از خود دارند که از آنها دفاع مینمایند و اگر چنین نمیبود مردم بالای آنها اعتماد نمیکرد و به یقین آنانیکه بالای آنها اعتماد کرده اند از تصامیم شان نیز استقبال خواهند کرد. و باید خاطر نشان نمود، که مشروعیت نظام کنونی افغانستان همین پارلمان است و اگر کسانی مشروعیت پارلمان را زیر سوال قرار میدهند، پس به یقین که مشروعیت دولت آقای کرزی نیز زیر سوال قرار خواهد گرفت، چه تماما اعضای کابینه از همین پارلمان رای اعتماد بدست اورده و شامل حکومت شده اند. اقای کرزی چندین مرتبه و بار آخر هم در دهم محرم الاحرام از مخالفین تقاضا کرد تا به پروسه صلح بپیوندند، مخالفین آقای کرزی در میان افغانان تنها حزب اسلامی حکمتیار و گروه طالبان به رهبری ملاعمر میباشند که علیه نیرو های دولتی و بین المللی می جنگند. این تقاضای کرزی هم محض برای ختم بحران و ایجاد فضای مناسب برای وحدت ملی میتواند محسوب شود، حال فرض کنیم هر دو گروه  بالاخره دست از مخالفت برداشته و به دولت پیوستند، برای آنها چه تضمینی وجود دارد که ملل متحد یخن آنها را نیز نگیرد که باید مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند و عین اعلامیه را که برای طراحان (  مصالحه ملی) صادر نمودند برای آنها نیز صادر ننمایند؟ و اگر چنین شود، آیا این اختلاف رئیس حمهور افغانستان با ملل متحد را به نمایش نمی گذارد، و آیا این مساله برای مردم افغانستان و جهانیان مداخله ملل متحد را در امور داخلی افغانستان به اثبات نمیرساند. اگر به کسانیکه امروز عملا در جهت بموفقیت رسانیدن پروسه صلح در افغانستان تلاش دارند، اجازه اده نمیشود تا برای رفع بحران سعی کنند و متهم به جنایات جنگی میباشند، پس چطور آنانیکه راه مخالفات با همین روند را در پیش گرفته اند بحرفهای رئیس جمهور افغانستان اعتماد کنند و دست از مخالفت بردارند. بسیاری برای باور اند که  امروز در کشور ما دو نیرو وجود دارد که هر دو از قدرت کافی برخوردار و هر کدام جداگانه عمل مینمایند، یکی دولت فعلی افغانستان و دیگر سازمان ملل متحد.

در شرایط فعلی چه بخواهیم چه نخواهیم راه دیگری بجز از رفتن بسوی وحدت ملی وجود ندارد و بر ماست تا تلاش های خود برای پیاده نمودن این ارمان ملت بخرچ دهیم و بیشتر از این به بیگانه ها اجازه ندهیم تا بالای سرنوشت ملت ما تصمیمگیری نمایند. و تکرار این مساله را حتمی میدانم که شاید ما از افراد خوش ما نیاید، اما وظیفه ماست که از نیات نیک برای رسیدن بیک ارمان مقدس حمایت نمایم.

در پایان این نوشته میخواهم بازهم تذکر بدهم، هموطنان عزیزیکه در خارج از کشور زندگی مینمایند، و به یقین که هرگز بوطن نیز برنخواهند گشت باید در رابطه بمسایل افغانستان از احساسات کار نگیرند و  با معقولیت برخورد نمایند، به تصور من امروز وضع افغانستان بحرانی تر از گذشته است و اگر کمی واضحتر صحبت کنیم بار دیگر و آنهم بر اثر مداخلات بیگانگان مغرض، حتی تمامیت ارضی کشور در معرض خطر قرار دارد، باید با مسایل بسیار محتاطانه برخورد نمایم، باید بپذیریم که ما از متن جریانات افغانستان، آنقدر که فکر میکنیم با خبر نیستیم  و به اصطلاح بالای آب را می بینیم . توطهه و دسیسه امروز بیشتر از گذشته جریان دارد. چرا نمیخواهیم بپذیریم که کشور های جهان و همسایگان ما امروز صرف بمنظور خدمت و ابادانی، بوطن ما نیامده اند هر کدام اهداف  و منافع خاص خویش را دنبال میکند و کمتر کسی را پیدا خواهیم کرد که بفکر اوردن صلح و ثبات و تامین امنیت و ایجاد فضای اعتماد در افغانستان باشند. باید قبول نمایم تا همین مداخلات در کشور ما دوام دارد هرگز آفتاب صلح و امنیت در کشور ما طلوع نخواهد کرد و با دوام همین روش هرگز جنایتکاری در کشور بپای میز محاکمه نخواهد رفت و آرامش را فقط باید در رویا جستجو نمایم، اما اگر ما بالاخره دارای یک دولت واقعا مردمی ، قوی مرکزی و باورمند به عدالت اجتماعی در کشور شویم و دستان مغرضین را از مداخله در امور داخلی و خارجی کشور قطع نمایم آنگاه این امکان مساعد خواهد شد که جنایتکاران محکمه و مورد مجازات قرار گیرند و رسیدن بچنین جامعه انسانی کاریست دشوار، اما چنانجه در بالا تذکار دادیم، به از خود گذری و قربانی نیاز داریم.  ما در جریان جهاد دیدیم که جمعی از مردم روشنفکر و چیز فهم ما بعد از فرار از کشور، خود ها را بکشور های امن وآرام اروپائی و امریکا رسانیدند و از دور قضایا را تعقیب  و گاهگاهی هم صدای خود را بلند میکردند اما هرگز این جرئت را نکردند تا در کنار برادران رزمنده خود قرار گیرند و همیش شکوه مینمودند که امور مملکت را مردمان متعصب و بنیادگرا و بی سواد بدست گرفته اند.  و اکنون عین مساله جریان دارد، تعداد از برادران در دوری از وطن همان انتقادات را دارند که مشتی از جنایتکاران و مردمان بیسواد  در سرزمین ما حکومت مینمایند ولی بازهم باوجودیکه امکانات برگشت بروی همگان باز شده است، مایل نیستند بداخل وطن تشریف ببرند و در رفع بحران سهم خود را بگیرند.همه انتقاد میکنند، محکمه مینمایند ولی در پایان هیچ طرحی برای رفع بحران ندارند اما یک مساله روشن است وان اینکه، آنانیکه در داخل کشور قرار دارند از جریانات آگاهی کامل دارند و دسایس دشمنان را خوب درک کرده اند و در برابر آن مبارزه مینمایند. البته باید یاد اور شوم که هدف من از این نوشتار جانبداری از کسانیکه متهم به جنایات جنگی در افغانستان هستند، نمیباشد، بلکه تلاش برای یافتن راه حل، بمنطور ختم جنگ و بی اعتمادی و کینه و کدورت و دشمنی از افغانستان است، ما رنجی را که هموطنان ما در داخل افغانستان متحمل میشوند به یقین که حس نمیکنیم . تا کنون بیشتر نوشته های که در مخالفت با این طرح تحریر شده است مطالعه نموده ام با حفظ احترام به نظریات یکایک هموطنان عزیز در رابطه به نوشتار نویسنده خوب و محترم نوراحمد شادمان که در سایت کابل پرس به نشر رسیده است مینگارم که در نوشتار خود بیشتر از احساسات کار گرفته اند، سوال چهارم ایشان کاملآ یک سوال احساساتی است و توقع ما مخصوصا از نویسندگان ارجمند این خواهد بود تا در انتخاب مثالهای  از گذشته کمی دقت بخرچ دهند چون این امکان وجود دارد که از لابلای سوالات ایشان، سوالات دیگری مطرح گردد که نه تنها به سود جامعه و مردم نخواهد بود بلکه بر تیرگی اوضاع نیز خواهد افزود چون معمولا صدا از یک دست بلند نمیشود.          ( در خانه اگر کس است یک حرف بس است). اما در رابطه به سوال اخری شما که رسالت انسانی و اسلامی ما قلم بدستان چیست؟ باید بازهم با کمال احترام و ادب بنویسم که در پهلوی رسالت انسانی و اسلامی ما رسالت ملی نیز داریم که باید انجام بدهیم و مختصر اینکه در همین شرایط کنونی ما بیشتر به آشتی ملی، ایجاد جو اعتماد و محبت به یکدیگر نیاز داریم و مردم شریف وطن ما نیز همین توقع را از ما دارند. در اخیر تکرار یک مساله را لازمی میدانم که بسیار از هموطنان عزیز ما در گفتار و نوشه های شان از خواست مردم حرف میزنند، اما متاسفانه حاضر نیستند یک واقعیت را بپذیزند که، همین مردم  ما نیز از جنگ و دشمنی و کدورت و حیله و نیرنگ به ستوه امده اند، طور مثال انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان را در نظر بگیرید، همین مردم ما بودند که پای صندوقهای رآی رفتند و به انتخاب خود بکسانیکه خواستند رای دادند، از رای آزاد مردم بود که کمونستان، مجاهدین، طالبان و کسانی هم بیطرف به پارلمان افغانستان راه یافتند، اما هنوز هم تعدادی حرف از خواست و اراده مردم میزنند و یا بنام نماینده مردم خود ها را قلمداد میکنند، پس باید بپذیریم که وکلای حاظر در پارلمان نماینده های مردم افغانستان میباشند. بعضی از هموطنان هم مساله ملت سازی را عنوان مینمایند اما باید از این دوستان نیز سوال نمود که ملت سازی را از کجا باید شروع کنیم؟  اگر ما واقعآ بملت سازی و جامعه عاری از تفاوتها می اندیشیم، پس راهی دیگر برای رسیدن به این ارمان ملی بجز از آشتی ملی و ایجاد فضای اعتمادی و باورمندی میان افغانان وجود ندارد.

تا گوش حاسدان شنود ذکر خیر ما

آن را میان جمع، به بانگ رسا بگو

با ابیاتی کوتاه اما پرمعنی  سهیلی که زندگی امروز ما را تمثیل میکند به این نوشته خاتمه میدهم:

به که باید دل بست ؟ به که شاید دل بست؟ سینه ها جای محبت همه از کینه پر است

هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تورا

گرم پاسخ گوید.

نیست یک تن که در این راه غم آلودۀ ی عمر ---- قدمی راه محبت پوید

خط پیشانی هر جمع خط تنهاییست ---- همه گلچین گل امروزند --- در نگاه من و تو حسرت بی فرداییست

خنده ها می شکفد بر لب ها--- تا کی اشکی شگفد بر سر مژگان کسی همه بر درد کسان می نگرند. لیک دستی نبرند از پی درمان کسی.

*******************************