(پوپل)

دوام ماموریت مقبل وفراهی در وزارت داخله کشور سبب خشم ولس خواهد گردید.

دوام بربریت وهمایت ازانسان کشان در وزارت امور داخله دراین اواخر به قدر کافی حاکم گردیده است .این موضوع از حقیقت دور نیست که بگویم افراد مسلح،باند های تروریستی،ادم ربایان،قاچقچیان مواد مخدر، وبلاخره همه اشوب گرانی که در حال حاضر امنیت وارمش مردم را به چالش کشیده اند ازسوی ویزر داخله ومنان فراهی حمایت میشوند.نمونه خوب این موضوع را دراختطاف نه چندان دوری که ازسوی منان فراهی صورت گرفت میتوان یادکرد به هرصورت برای همه مردم اشکارشده است که عقب این همه بدبختی هادست که است واو درحقیقت به کدام گروه پیوند دارد.ازسرنگونی طالبان تا حال شش سال سپری شدولی دستگاه های امنیتی این کشوردرحال خود باقی ماند بادرنظرداشت اینکه مصارف غیرقابل شمارازسوی مردم جهان درخرجین دولت فرورفت که ازنتایج مثبت ان درمواردقابل استفاده نشانه یی هم وجود ندارد میتوان مثال این موضع رادر مربوطات وزارت داخله کشور یاد کرد این اداره به عنوان نگهبان وخدمت رسان این ولس بیچاره تاحال نتوانسته است که مشروعیت کارهایش را به مردم نشان بدهد.به دست اورد ها ی این وزارت خو هنوز ضرورت نیست که یاد کرد. با انکه جناب ریس جمهور کرزی خوب میداند که عدم فعالیت مسلکی وکاری اقای مقبل وتیم همکارش در وزارت داخله سبب ایجاد تنش های مردم در سرتاسر کشور شده ومیشود اما ریس جمهور ومشاورین ارشد امنیتی شان بازهم به بی توجه یی پرداخته وموضوع را به باد فراموشی میسپارند.دراین جا تنها موضوع رفقات نه بلکه خورد بورد های گروهی قابل یاد اوریست که در حال حاضردروزارت امور داخله حاکمیت دارد.بیاید به دست اورد های پولیس قوماندانی امنیه ولایت کابل هم نظری بیندازیم.اقای علیشاه پکتیاوال تنها پولیسی است که باتنهایی کامل در حالیکه همه امکاناتی را که باید اوازادرس مسلک خود در اختیارداشته باشد واز ان در عملیات های زد اشوب گری وسایر موضوعات جنایی استفاده کند دراختیار ندارد.اما یگانه حس وی که افغانیت ووطن دوستی است به وی قدرت مبارزه رویاروی را بادشمن داده است.اگربه سوابق اقای پکتیاوال مراجعه کنیم اشکار میشود که وی یک پولیس مسلکی ودارای تحصیلات عالی پولیسی در کشور المان می باشدودر کنار این موضوع عضوع فعال پولیس انتر پول نیز میباشد.در دوام ماموریت این اقا ما وهمه مردم این کشور شاهد دست اورد های خیلی ها عالی یی بودیم که این خود نشان دهنده کار وتلاش یک شخص مسلکی میباشد.اما اقای پکتیاوال در این دوران گاهی هم نشده است که مورد تهدید های جناب مقبل قرار نگیرفته باشد.تقرر اقای محمد سالم احساس به عنوان قوماندان امنیه ولایت کابل سبب شد تا پکتیاوال خود را تنها احساس نکند این دوپولیس با کمک هم دیگر توانستند تا خودرااز حمایت مردمی برخوردار نمایند.درکل میتون گفت که کشیده گی های اخیرکه بعد از قضیه ترور یک تاجر جوان درشهر کابل که ازسوی منان فراهی صورت گرفت شدت پیداکرد است سرحد این کشیده گی را ازفعالیت یک پولیس به برسی میگیریم.

اول دخالت مستقیم واشکارضرار احمد مقبل دردوران فعالیت های پکتیاوال واقای احساس.

هنگامیکه قوماندانی امنیه ولایت کابل به عنوان یک ارگان مسول درجه یک در هرگونه شرایط به مبارزه رویاروی با اشوب گران ،قاچاقبران مواد مخدر،ادم ربایان،وسارقین مسلح میشوند درصورتیکه اقدام انها درچوکات قانون انجام می یابد دیگر ضرورت نیست که وزارت داخله خلاف احکام قانون برای این ارگان مسول درجه یک موانع ایجاد کند که چنین نمی شود اقای مقبل همه وراره خواسته است که جلو فعالیت این دوپلیس وطندوست را بگیرد مثال های واضع در این مورد وجود دارند.که این خود نمایانگر هم دستی اقای مقبل ومنان فراهی که در حال حاضر ریس تروریزم وزارت امورد خله است می باشد.هر گاه گروپ های مسلح،ادام ربایان .سایر جنایت کاران که از یک مرجع قدرت مند تمویل وحمایت نشوند با حاکمیت تمام نمی توانند دریک شهربه اشوب گرایی وادام ربایی بپردازند.یعنی از حقیقت دور نیست که بگویم اقای مقبل ومنان فراهی در همه ادم رایی وها سرقت های مسلحانه دست دارند. اگر ندارند پس چرا با قواماندانی امنیه ولایت کابل وبه کار کرد های اقای احساس وپکتیاوال مخالفت نشان میدهند؟ این سوالی است که باید ازادرس ریس جمور کشور مطرح شود .اما باانکه جناب ریس جمهور ازهمه یی این کشیده گی ها اگاه میباشد ولی با این همه دلایل واسناد موجوده کاری از ادرس ایشان ساخته نیست که در کنار این موضوع وضعیت باسپری شدن هر روز شکل گیری میکند.وشاید روزی ریس جمهوربه این موضوع پی خواهد برد که خشم مردم مانع هر گونه اقدام انها شود وامدن ان روزدورنیست.به دلیل اینکه موجودیت اقای مقبل ومنان فراهی دروزارت امورداخله کشور با سپری شدن هر روز به قیمت خون وجان هر شهر وند این خاک تمام می شود. به هر حال، حالا که وضع در کشور آشفته است و کاری از دست ملت بی چاره بر نه می آید،مرجعه اوز شنو هم جزء خداوند یکتا وجود ندارد ،معلوم نیست که سرنوشت این ملت رنج کشیده به کجا خواهد رسید ودر کنار این موضوع اشکار نیست که راه کار های بعدی این نظام چه دشواری های دیگری رادرعقب خود دارد جامعه جهانی در افغانستان دارد خودرا ناتوان عنوان کند در سایر موارد نقش جامعه جهانی در افغانستان بخصوص در موارد کمک های پولی مانند یک جیزگر از خود بیخبر بوده است جامعه جهانی در حال روان مصروف اختلافات درونی خود شان اند که آوردن صلح دوباره را در افغانستان به خود ارتباط نمی دهند. به خصوص اختلافات امریکا و انگلیس که در عین حال عمل ساخته وبافته معلوم میشودكه با داشتن شکل نظامی با برخورد های زبانی همراه می باشدو نمایانگر یک بازی دیگر ي است  واین هم معلوم نیست که اخر افغانستان چه خواهد شد.وسال ۱۳۸۷ را نمي توان يك سال خوب وارام براي مردم افغانستان پيشبيني كرد.

(پوپل)

wardak.mayar@gmail.com