مذاکره با طالبان

nasirkhalidvoa@yahoo.ca

نصیر خالد تورنتو- کانادا

در جریان یکسال گذشته جسته و گریخته از مذاکرات دولت افغانستان با طالبان یاد اوری میشود و به اساس گزارشات تائید ناشده، حتی مذاکرات رویاروی میان گلبدین حکمتیار و کرزی در نوامبر سال گذشته در کابل نیز صورت گرفته است. البته در نوشتار قبلی خود تحت عنوان { مصالحه ملی} که در جنوری امسال در روزنامه وزین ارمان ملی بنشر رسد بصراحت از مذاکره با مخالفین دولت برای ختم بحران استقبال کردیم و هنوز هم بر این باور هستیم که جنگ راه حل نیست اما طرفدار تقسیم قدرت میان دولت و مخالفین مسلخ هم نمیباشیم، مخالفین مسلح دولت میتوانند با گذاشتن سلاح بر زمین و قبول قانون اساسی کشور در پروسه ی صلح نقش ایفا نمایند اما اگر مذاکره بالای تقسیم قدرت باشد به یقین کامل میتوان ادعا کرد که پایان آن بمراتب بحرانی تراز حالت کنونی کشور خواهد بود.

جانب دولت افغانستان ادعا میکند که آماده مذاکره با مخالفین میباشیم و گروه مخالف نیز میگوید ما با شرایط  خاص با دولت افغانستان بالای میز مذاکره خواهیم نشست و سخنگوی ناتو بروز پنچشنبه 12 سپتامبر در کابل از این پیشنهاد استقبال نموده و گفته است از تلاشهای دولت کرزی برای مذاکره با مخالفین حمایت مینمایند. نیکولاس لینت سخنگوی ناتو در کابل اضافه کرده است با وجود برتری نظامی نسبت به طالبان، اما نمیتوانیم صلح و رفا و ارامش را به افغانستان توسط جنگ تحمل نمایم.  قبل برین معاون وزارت خارجه امریکا نیز گفته بود از تلاشهای دولت افغانستان برای بازگردانیدن صلح حمایت میکند. دولت افغانستان میگوید هیچگونه شرط و شرایطی نمی پذیرد و جانب طالبان ادعا دارند که ما شرایطی برای مذاکره داریم البته در گذشته طالبان و حکمتیار آغاز مذاکره را، تاریخ خروج نیرو های بیگانه از افغانستان ذکر نموده بودند اما بتاریخ 10 سپتامبر سخنگوی طالبان اعلام نمود که حاضرند با دولت افغانستان در هر سطحی مذاکره نمایند در صورتیکه دولت امنیت آنها را تامین نماید.

بهرحال سوال عمده اینجاست که جانب افغانستان در قدم اول با کی ها بمذاکره خواهد نشست؟ حکمتیار؟ ملا عمر؟ و یا دیگر اعضای گروه طالبان و حزب اسلامی؟ و تا کنون دولت نتوانسته است جواب قانع کننده ارائه نماید.

طالبان میان سالهای 2002 و 2003 تقریبا از هم پاشیده بودند و اگر حملاتی هم در افغانستان انجام میدادند، دوباره به پناه گاه های اصلی شان یعنی پاکستان فرار میکردند اما امروز شرایط فرق نموده است آنها در داخل افغانستان پایگاه های نظامی دارند، بسیاری مناطق در جنوب غرب افغانستان تحت سلطه شان قرار دارد و حتی از خود ولسوال و قوماندانهای محلی دارند و دست به عسکر گیری میزنند و به بیان ساده تر امروز آنها دست بالای دارند، یعنی یک قدرت نظامی میباشند. در چنین شرایطی هیچ عقل سلیمی حکم نمیکند که آنها بدون بدست اوردن امتیازی سلاح برزمین گذارند و بدولت افغانستان بپیوندند. اینجاست که بصراحت میتوان ادعا نمود که مذاکره با مخالفین دولت، مذاکره بالای تقسیم قدرت خواهد بود و بس.

در سال گذشته آوازه های مردم چنین بود که دولت در مذاکرات مخفی با مخالفین به این نتیجه رسیده است تا مناطق پشتون نشین را به طالبان و حزب اسلامی بسپارد و آنها امنیت خود را تامین نمایند و دولت بیشتر بمناطق امن توجه خواهد کرد، اگر پایان مذاکرات چنین باشد، بازهم سوال دیگری بوجود میاید که این مذاکرات آغازی برای تجزیه افغانستان نیست؟ آیا مناطق شمال افغانستان که نسبت به عملکرد های دولت اقای کرزی در چند سال گذشته بدیده شک و تردید مینگرند، نتیجه مذاکرات تقسیم قدرت را خواهند پذیرفت؟ و آیا افغانستان یکجا با مردمش از یک بحران بطرف بحران دیگر سوق داده نمیشوند؟ و ایا قدرتهای دیگر منطقه مانند چین، هند و روسیه و ایران بی تفاوت باقی خواهند ماند؟. بتاریخ 7 ماه سپتامبر اقای احمد ضیا مسعود معاون اول کرزی در تجلیل از ششمین سالگره شهادت قهرمان ملی کشور شهید مسعود گفته بود: حرکتهای پنهانی و غیر شفافی برای نزدیک شدن دولت با طالبان وجود دارد. از این بیان چنین استنباط کرده میتوانیم که از چگونگی مذاکره  با طالبان حتی مامورین بلند رتبه دولت نیز آگاهی ندارند و دستهای زیر پرده دیگری در کار است. در روز تجلیل از شهادت شهید مسعود در استدیوم ورزشی کابل مارشال فهیم از بیرون راندن مجاهدین از دولت کرزی انتقاد کرد. و تاکنون موضع دیگر سران، مانند استاد عطا محمد نور والی مزار شریف، جنرال دوستم و محمد اسمعیل خان که هنوز هم از پشتیبانی مردم برخوردار اند، مشخص نشده است که آیا آنها هم  طرفدار تقسیم قدرت دولت با طالبان میباشند یا نه؟ و سوال مهمتر از همه این خواهد در صورتیکه پایان مذاکرات تقسیم قدرت باشد، نیازی بموجودیت نیرو های خارجی در جنوب غرب افغانستان دیده نمیشود، این نیرو ها به کجا میروند؟ از افغانستان خارج میشوند و یا اینکه بولایات شمالی افغانستان ارسال خواهند شد؟ و شاید هم هرات؟  اگر چنین شود آیا مردم شمال افغانستان از انها استقبال خواهد کرد و یا اینکه خود را عملا در یک اشغال دیگر دیده و مخالفت خود را اعلام نمایند؟.اندری سرینکو یکی از افغانستان شناسان روسی که جریانات را به دقت تعقیب  وتحلیل مینماید  بروز چهارشنبه 12 سپتمبر نوشت: آمادگی ناگهانی طالبان برای مذاکره ناشی از فعالیتهای حکومت کرزی نبوده بلکه نتیجه توافقات اداره بوش با طالبان با وساطت ای اس ای پاکستان است که طی مذاکرات سری اخیرآ در شهر کویته پاکستان جای که ملاعمر رهبر طالبان مخفی میباشد، صورت گرفته است وی مینویسد این مذاکرات بدون اطلاع اعضای رهبری دولت افغانستان صورت گرفته است و احتمال دارد منحیث یک معامله مخفی، باعث بروز بحران بیشتر در افغانستان گردد. به نظر اندری سرینکو این توافقات شکست امریکا در افغانستان و سپردن کارت برنده به پاکستان است که بالاخره بار دیگر سرنوشت افغانستان را تعین خواهد کرد. یک تن از افسران عالیرتبه نیرو های کانادائی مقیم قندهار در مصاحبه ی مذاکره با طالبان را شدیدآ رد نموده است. به اساس گزارشی نشر شده در روزنامه گلوب اند میل کانادا 12 سپتمبر، وزیر خارجه کانادا ضمن انتقاد شدید از مذاکره مقامات کوریایی با طالبان در رابطه به گروگان ها، اضافه نموده است( ما بهیچ وجه حاضر نیستیم با تروریستان مذاکره نماییم). بخوبی متوجه میشویم که حتی توافق میان اعضای ناتو نیز برای مذاکره با طالبان وجود ندارد و کسانی هم برین باور اند که اختلافات امریکا و انگلیس بعد از معاهده آتش بس با موسی قلعه آغاز شد.  اختلاف نظرات میان سران دولت، اعضای ناتو، امریکا و انگلیس در رابطه به قضیه افغانستان روز تا روز شدت میگیرد و در میان از دید صاحب نظران مردم افغانستان اند که باید بار دیگر هیزم برای آتش اختلافات باشند

از دید بسیاری بهتر است دولت اقای کرزی قبل از اینکه با طالبان در یک مذاکره رویاروی قرار بگیرد اجندا ی مذاکره را از طریق وسایل جمعی در اختیار ملت افغانستان قرار دهد و در رابطه به آن نظر خواهی نماید در غیر آن، مسوول عواقب بعدی در افغانستان کس دیگری بجز از کرزی نخواهد بود.

در تقسیم قدرت با طالبان اگر صورت بگیرد بازهم سوالات زیادی نزد همه بوجود میاید:

 اینکه بعد از حادثه 11 سپتمبر امریکا ومتحدینش برای نابودی طالبان و گروه دهشت افگن القاعده پا به سرزمین افغانستان گذاشتند و حرفهای اقای بوش هنوزهم در گوشها طنین انداز است{ یا با ما باشید یا با تروریزم}، و اکنون بعد از شش سال شنیده میشود که مقامات امریکائی نیز مایل بچنین پیوندی هستند، پس نتیجه مبارزه با تروریزم که نه تنها ریشه کن نشد بلکه با قدرت تر از دیروز نیز گشته است چه شد؟ مسوول اینهمه بربادی و کشتن و بمباردمان و بستن در افغانستان چه کسیست؟ جنایات که در اینده القاعده و طالبان مرتکب میشوند ایا بازهم یک عمل تروریستی خوانده خواهد شد؟ در صورت تقسیم قدرت با طالب القاعده آیا بازهم آنها در لست تروریستان قرار خواهند داشت و یا در سطح جهان برسیمت شناخته خواهند شد؟  تقسیم قدرت با دهشت افگنان این مفهوم را نمیرساند که امریکا وناتو و دیگر کشور های ذیدخل در قضیه افغانستان مطلقا به این گروه سر تسلیم فرود اوردند؟ و بالاخره امریکا و متحدینش و نیرو های حافظ صلح چه پاسخی به فامیلهای که فرزندان دلبند شان در راه مبارزه با تروریزم جانهای خود را قربان نموده اند خواهند داد؟.

آینده ی نزدیک شاید به تمام اینهمه چرا ها و سوالات گنگ پاسخ گوید ولی امید که آنزمان، کار از کار نگذشته باشد و ملت آزاده ی ما بار دیگر در گودال دیگری پرتاب نشوند.